
خواهی امد روزی که پا های آماس کرده ماندویدن دیوانه وار زیر قطرات سبز باران رافراموش کرده باشندتک تک خاطراتم میگویندتو بامن دویده ایبا کفش های خاطره هایم تو را به یاد خواهم آورداز سایه ی درخت بید روی نیمکتکه هر بهار به جرم عاشق پروری فلک میشودتو خواهی امد اما زمان بعد تو شروع کرد به دویدنعقربه ها فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِيمَانِ را فراموش کردندچه شب هایی که با فکر فَاستَقِم كَما أُمِرتَ صدای خرد شدن شاخه های در هم تنیدهرگ و ریشه خود را شنیدمتو خواهی امد و بازدر چشم های استواییت زل خواهم زدو دوباره این تن نیمه جانمثل سابقزندگی را از بر خواهد کردتو یوسف قصه های تلخ تمام روزگار گذشته ایاعجاز توچشمهات استکه دوباره در من جوانه خواهد زد! بخوانید...
ادامه مطلب
وبلاگ شخصی علیرضا حاجیلومحتاج آب و دانه شدن حق من نبودای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر...مستیم و نداریم خبر از همه عالماینست خبر هرکه بپرسد خبر ما...تخلص: وحشی شلمرودی بخوانید...
ادامه مطلب
باشد انگار برای تو و من دیر شده دل من بی قدم پای تو زنجیر شده باتلاقی شده،وحشت زده از تابش ماه چشمه از رفتن تو بسکه زمین گیر شده بی تو گلها همه وحشیتر و بیخواب ترند عطر پیراهن تو در همه تکثیر شده آسیاب از تو و جاری شدنت قصه نگفت بس که خوابیده و درجا زده خود پیر شده دگر از چشمه ی خوابیده مرنجی ای ماه کز تماشای تو در قاب زمین سیر شده ...
ادامه مطلب