در روز وفاتم به زمين راز بكارند
در جمجمه ام سير گل ناز بكارند
بر روي دوبالم كه بريده ست بگوييد
آنجا پري از عقده ي پرواز بكارند
بر روي سرم سنگ لحد باز نماند
روي كفنم واژه ي سرباز بكارند
از سايه من دشت رميده ست، بگوييد:
جاي جگرم يك جگر باز بكارند
بر روي لب بسته ي سرسوخته ي من
از ناله ي عشاق دوصد ساز بكارند
من ميروم اما بگوييد به آن ها
بر روي دهان نعره ي آغاز بكارند!
برچسب: وصیت نامه,وصیت نامه وحشی بافقی,وصیت نامه امام,وصیت نامه شهدا,وصیت نامه شهید,وصیت نامه عاشقانه,وصیت نامه شهدای مدافع حرم,وصیت نامه امام علی,وصیت نامه ابراهیم عالی پور,
نویسنده: پارسا زارعینیا