خرید بک لینک

باشد انگار برای تو و من دیر شده

دل من بی قدم پای تو زنجیر شده

باتلاقی شده،وحشت زده از تابش ماه

چشمه از رفتن تو بسکه زمین گیر شده

بی تو گلها همه وحشیتر و بیخواب ترند

عطر پیراهن تو در همه تکثیر شده

آسیاب از تو و جاری شدنت قصه نگفت

بس که خوابیده و درجا زده خود پیر شده

دگر از چشمه ی خوابیده مرنجی ای ماه

کز تماشای تو در قاب زمین سیر شده

برچسب: دیر شده,دیر شده شعر,دیر شده عبدالمالکی,دیر شده است,پریودم دیر شده,دیگه دیر شده,خیلی دیر شده,زایمان دیر شده,پریودم دیر شده چکار کنم,ازدواجم دیر شده, نویسنده: پارسا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 12:02

صفحه بندی